دوران جدید ترجمه در ایران

در سالهای پایانی سده نوزدهم، پس از یک قرن و نیم بی‌ثباتی سیاسی، در سلسله قاجار شاهد ظهور یک رنسانس ترجمه در ایران شدیم و ثباتی ظاهری در جامعه ایرانی برقرار شد. با اعزام دانشجویان ایرانی به اروپا تماسهای فرهنگی منظم با اروپا آغاز شد. شیوه چاپ سنگی در ایران آغاز شد،وچاپ کتاب و روزنامه آغاز گردید. اینها همه منجر به آشنایی بیشتر با زبانهای اروپایی و رواج‌ِ دوباره فعالیت ترجمه شد. اما این بار ترجمه یک نیاز بود به آموزش برای یادگیری علوم جدید دنیا نه برای حفظ متون کهن. در حکومت قاجار در پی اعزام دانشجویان به کشورهای خارجی مرکزی را در ایران تاسیس کردند به نام دارالفنون، که به سال ۱۲۶۸ق. در تهران بنیاد گذاشته شد، نقش بسیار مهمی در نوسازی ایران ایفا کرد. برای تدریس موضوعات مختلف، معلمان اروپایی استخدام شدند، و غالباً ایرانیان در مقام دستیار و مترجم با آنها همکاری می‌کردند. این معلمان همچنین شماری کتابهای درسی در علوم مختلف تدوین کردند که بیشتر مبتنی بر آثار علمی اروپایی بود. به این ترتیب، ترجمه کم‌کم نقش مهمی در تکامل فعالیت‌های آموزشی‌ِ ایران نوین پیدا کرد.

دانش آموختگان همین دارالفنون نخستین مترجمین آثار اروپایی بودند.مهمترین آنها محمد حسن خان بود که بیشتر به اعتمادالسلطنه معروف است .از ۱۲۸۸ تا ۱۳۱۴ هجری، اعتمادالسلطنه رئیس اداره جدیدی در دولت موسوم به دارالترجمه بود که هدفش هماهنگ کردن و سرپرستی‌ِ امور ترجمه‌هایی بود که در عهده نظارت دولت بود. زیر نظر اعتمادالسلطنه، بسیاری از آثار مهم اروپایی در دسترس ایرانیان قرار گرفت، این ترجمه‌ها غالباً از فرانسه صورت می‌گرفت و اکثر آنها ترجمه هایی آزاد بود که به اقتباس نزدیک بود.

مدتی نگذشت  که ترجمه به طرف رشته‌هایی چون تاریخ، سیاست و ادبیات کشیده شد . افزون بر یک قرن بود که خاورشناسان اروپایی با شوق و علاقه به مطالعه ادبیات فارسی و تاریخ ایران اشتغال داشتند.

اکنون که پس از گذشت یک سده به ترجمه‌های فارسی اواخر سده نوزدهم می‌نگریم، این ترجمه‌ها مخلوط غریبی از ایده‌ئولوژی و خیال‌پردازی، قصه و تاریخ به نظر می‌آید با وجود این، چنانچه به این پدیده با توجه به نیاز ایران به بازسازی و اصلاحات بیندیشیم، شاید برای ارزیابی نقشی که این قبیل آثار از لحاظ تاریخی ایفا کرده‌اند، در موضع بهتری قرار گیریم.

برگرفته از مقاله نوشته دکتر احمد کریمی حکّاک